|
مسافر عاشق |
|
برای سرگرم کردن دل خودم ؟؟؟ |
کیستی این گونه نقشت در خیالم ریخته؟
مهربانی های چشمت بر دلم اویخته
کیستی این گونه یادت سبز های وصل را
با سیاهی های دوری در تنم امیخته
چیستی ؟ شبنمی؟شکوفه؟شور؟چیستی؟
ای که دل از خواب راحت سوی تو بگریخته
ای که نا ارام روح و تندباد هستی ام
در کنارت نرم چون گلبرگ ها فرهیخته
مثل سوسن مهربانی عشق میورزی ولی
اسمان این عشق را پیش از تو در من ریخته

+ نوشته شده توسط علیرضا
کاش وقتي زندگي فرصت دهد گاهي از پروانه ها يادي کنيم کاش بخشي از زمان خويش را وقف قسمت کردن شادي کنيم کاش گاهي در مسير زندگي باري از دوش نگاهي کم کنيم فاصله هاي ميان خويش را با خطوط دوستي مبهم کنيم کاش وقتي آرزويي ميکنيم از دل شفاف مان هم رد شود مرغ آمين هم از آنجا بگذرد حرف هاي قلبمان را بشنود
+ نوشته شده توسط علیرضا

به گل گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."
به پروانه گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است..."
به شمع گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."
به عشق گفتم: "آخر تو چيستي؟" گفت: "نگاهي بيش نيستم
+ نوشته شده توسط علیرضا |
بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن يکي به نيت تو يکي از طرف من الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس واسه تولد تو بايد دنيا رو اورد ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد اينا يه يادگاري توي خاطره هاته ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد تولدت عزيزم پراز ستاره بارون پر از باد کنک و شوق ،پر از اينه و شمعدون الهي که هميشه واسه تبريک امروز بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون 
+ نوشته شده توسط علیرضا
دلم برای خنده هات برای دل سوزوندنات برای هرم نفست واسه نوازش نگات دلم برای همه چیت شده یه آلبوم کوچیک یه آلبوم دیدنی که می شه تواون خاطره دید یه آلبوم ازتووچشات ازتوونقش خاطرات ازتوکه امیدمنی ازتوکه میمیرم برات اگه بری داغون می شم بدون توتموم می شم پیشم بمون عزیزدل فقط با توآروم می شم می خوام برای موندنت واسه همیشه خوندنت ماهی شم وشناکنم تونازکای پیرهنت آخه تو امیدمنی پرتوخورشید منی توبهترین دلیل من برای زنده موندنی وقتی که بارون می باره غنچه ی عشقومی کاره انگارچشاتو می بینم که آرومم نمی ذاره چی می شه آشنام بشی؟ خیل ترانه هام بشی؟ تواوج این ناامیدی تعبیررویاهام بشی؟ چی می شه توخندیدنت توی ترانه خوندنت برای دلخوشی من بگی که راسته موندنت؟ هرچی بخوای همون می شم مجنون این زمون می شم فقط نرو،باهام بمون برات ترانه خون می شم من تورو تو رویای دور تودشت سبزپرغرور اون جایی که قاصدکا فراوونن،کرور کرور دیدم که بی رویا بودی بدون من تنهابودی دلت نمی خواست بخونی آروم وبی صدا بودی من اماآرزوت می شم توآوازت سکوت می شم واسه کشیدن چشات قشنگترین خطوط می شم آخه توامیدمنی پرتوخورشید منی توبهترین دلیل من برای زنده موندنی 
+ نوشته شده توسط علیرضا
دوستت دارم» براي من کلام تازه نيست حد عشقت را برايم هيچ چيز اندازه نيست در غياب تو غريبانه فراغت مي کشم بر گذشت لحظه ها طرحي ز طاقت مي کشم چشمهايم را نگاه تو ضمانت مي کند گرمي دست مرا دستت حمايت مي کند با تنفس در هواي تو هنوزم قانعم ابتلاي سينه را اينگونه از غم مانعم چشمهاي مهربان تو فراموشم نشد هيچکس جز ياد تو بي تو هم آغوشم نشد من تو را با التهاب سينه ام فهميده ام ساده گويم خويش را با بودنت سنجيده ام 
+ نوشته شده توسط علیرضا |
... سلام به همه دوستان یک وبلاگ جالب براتون درست کردم خیلی جالبه فقط رفتین نظر هم یادتون نره ببینی پشیمون نمیشی *روی متن بالا کلیک کنید وبلاگ جدیدم باز میشه*
+ نوشته شده توسط علیرضا
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه
لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه
یكی با چشمای نازش دل كوچیكمو لرزوند
یكی با دست ناپاكش گلای باغچمو سوزوند
تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو
خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم
نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از این فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی
تو كه بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی
تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم
خداحافظ گل پونه . كه بارونی نمی تونی
+ نوشته شده توسط علیرضا
آنقدر دوست دارم كه تو كتاب جا نميشه پي چاره ام با حرفاي الفبا نميشه من كه هيچ، ساعتمم ديوونته دروغ كه نيست تو از اون روزي كه رفتي خوابيده ، پا نمي شه هي ميگم كاشكه يه روز معجزه شه با همديگه دوسه ساعتي بريم كنار دريا ، نميشه آسمون دلش گرفته ، مث اخماي تو ا... يه گره افتاده رو پيشونيشو ، وا نميشه نامتم با هام لجه ، ميخوام بذارمش كنار آنقدر بد باهام ، هر چي كنم تا نميشه مگه كم ناز چشاتو كشيدم دسته گلم ؟ كه ديگه يه ذره خندتم مال ما نميشه سرخيا مال تو ، هر چي زرده بفرس واسه من ماهي مثل تو كه پنهون لاي ابرا نميشه ديدي خواستن ميون من و تو رو ابري كنن ؟ تو نگفتي بهشون بريد ، چه حرفا ،نميشه ؟ مگه از من چي شنيدي كه يهو دلت شكست دل عاشق بيشتر از يك دفعه رسوا نميشه چه شبايي كه نشستم تا سحر به اين اميد كه به هر كسي به جز من بگي نه ، يا نميشه روزي كه خواستي بياي پيشم مث ديوونه ها از همه مي پرسيدم پس چرا فردا منيشه اينه رسمش ؟ تا يه چيز شنيدي باورت بشه ؟ اين جوري كه قصه مون عبرت دنيا نميشه يعني حق با شعر يه شاعر اون روزاش كه گفت ؟ برو مجنون واسه تو هيچ كسي ليلا نميشه خوابتو ديدم و پرسيدم ازت كجا بودي / گفتي طولانيه قصه ، توي رويا نميشه يادته تماس گرفتم كه ببينم چي شده؟ گفتي بعدا ، جايي ام ، صحبتش اينجا نميشه دفترم عادتشه ، فقط تو روش خط بكشي خودتم خوب ميدوني بدون امضا نميشه تو رو بايد تو تمام كتابا ، نه كمته حرف تو خلاصه نيس ، پس توي انشا نميشه چشاتو نميشه گفت چه رنگيه بس كه گلي هيچ چشي ، چش نزنم ، انقد زيبا نميشه راستي تو منو يادت رفته ،آره ؟ من همونم كه بدون تو شباش به غير يلدا نميشه با خودت قرار گذاشتي ديگه اسممو نگي جمله هات تموم ميشه ، با نمي خوام، با نميشه باشه هر چي تو بگي قبول ، فقط اينو بدون حكم قتلمم بدي ، هيچ كسي زيبا نميشه. 
+ نوشته شده توسط علیرضا |
دوباره دارم از شادی میگم ... دارم از شادی می گم، واسه دلهای شما وقتی حتی یه ذره شادی تو قلبم ندارم باز شما که شاد باشین، منم احساس رضایت می کنم دارم از شادی می گم وقتی از اشک چشام، دکمه های رو کیبرد و اشتباهی می زنم!! بذار درد دل کنم با دلتون! دل من عاشق بارون زد نه دل من د یوونه ی توی جاده های تر راه رفتنه دل من عاشق بوی خاک بارون خورد ست اما تو این روزها، دل من پژمرد ست می دونین...این یکی از غمای قلب منه باقی شم گفتنی نیست نه که تو غریبه باشی عزیزم می خوام از شادی بگم برای تو حرف قلبمم مهم نیست عزیزم...
+ نوشته شده توسط علیرضا
چند شبه ستاره ها بد جوری فریاد می زنن تو شبو پیش خدا عشق منو دادمیزنن چند شبه انگار خدا مثل منه منتظره اما نه؛فقط واسه شنیدن یه خاطره شایدم منتظره فقط شكایت بكنم شایدم واسه همه عشقو حكایت بكنم چند شبه ماه و ستاره دیگه نوری ندارن قاصدك ها واسه رفتن راه دوری ندارن چند شبه آسمونم بدون تو بارونیه دل آسمون گرفته خورشیدم زندونیه چند شبه مهتابیاش ،اون آدمای ساحلی تا میان یادبگیرن جای پاتو می شن گلی چند شبه ستاره ها دارن شكایت می كنن دارن بی وفایی ماه رو حكایت می كنن "اونا می گن كه با داشتن یه دنیا خاطره چرا دیوونگی كردی و گذاشتی كه بره"
+ نوشته شده توسط علیرضا |
یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم یک نفر میاد که من تشنه بوییدنشم
مثل یک معجزه اسمش تو کتابها اومده
تن اون شعرهای عاشقونه گفتن بلده
خالی سفرمونو پر از شقایق می کنه
واسه موجهای سیاه دست هاروقایق میکنه
همیشه غایبه من زخمامو مرهم میزاره
همیشه غایب من گریه هامودوست داره
نکنه یک وقت نیاد صداش به دادم نرسه
آیینه ها سیاه بشه کور بشه چشم ستاره
خشم این حنجره ی خسته همیشه غایبه
کلید صندوق در بسته همیشه غایبه
نعره اسب سپید قصه مادر بزرگ
بهترین شعرهای سربسته همیشه غایبه
مثل یک معجزه اسمش تو کتابها اومده
تن اون شعرهای عاشقونه گفتن بلده
+ نوشته شده توسط علیرضا
اگراشک ها نمی بود داغ ... ها سرزمین وداع را می سوزاند کسی را که خیلی دوست داری همیشه زود از دستش میدهی پیش از آن که خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد هنوز بعضی از حرف هایت را به او نگفته بودی هنوز همه لبخندهای خود را به او نشان نداده بودی همیشه این گونه بوده است کسی را که از دیدنش سیر نشده ای زود از دنیای تو می رود . امشب تمام گذشته ام را ورق زدم : پر از لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری ، دلتنگی افسرده ، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن .... چیزی نیافتم . دلم به درد می آید وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم کاش می شد سرنوشت را با آن روزهای شیرین عجین کرد نفرین به بودن وقتی با درد همراه است . من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن و به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تعذیه کردن می ترسم . زندگی ام در اوج جوانی بین شب و روزهایی است که باید بهترین سال های زندگی ام باشد ، چنان به هم گره خورده است که منجر به نابودی همه جانبه ام می شود . ای کاش می تونستم از دستت فرار کنم به چه زبانی بهت بگم ازت بدم میاد تو رو خدا دیگه دنبالم نیا دلم هوس لحظه معراج روح را کرده است دست تو ، سایه تو همیشه بر سر آدم ها قدرت نمایی می کند تا آدم ها خلق میشن تو موجود نفرت انگیز هم به دنیا میای دلم می خواهد تمام بغض هایم را جمع کنم و با تمام وجود و تمام اشک هایم بگویم ازت متنفــــــــــرم سرنوشت شوم من
+ نوشته شده توسط علیرضا |
من به غیر از تو نخواهم ، چه بدانی چه ندانی دل من میـل تـو دارد ، چه بجـویـی چه نجویـی من که بیمار تو هستم،چه بپرسی چه نپرسی ایستــادم به ارادت ، چـه بــود گر بنشـیـنـی ؟ می توانـی به هــمه عمــر دلــــم را بفـریبــی دل من سـوی تـو آیـد ، بـزنـی یـا بـپـذیـری جانی از بهر تو دارم، چه بخواهی چه نخواهی
+ نوشته شده توسط علیرضا
چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاشیه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کین و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوارغرورش همه وجودت له شد چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی بجز سلام نتونی بگی چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک . 
+ نوشته شده توسط علیرضا
پرسيد: به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشكتو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است 
+ نوشته شده توسط علیرضا |
تو از دردی كه افتادست بر جانم چه می دانی؟
دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی
تمام سعی تو كتمان عشقت بود در حالی
كه از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی
فقط يك لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد
چرا عاقل كند كاری كه بازآرد پشيمانی؟
+ نوشته شده توسط علیرضا
با همهٔ بیسر و سامانیام باز به دنبال پریشانیام طاقت فرسودگیام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنیام دلخوش گرمای کسی نیستم آمدهام تا توبسوزانیام آمدهام با عطش سالها تا تو کمی عشق بنوشانیام ماهی برگشته ز دریا شدم تا که بگیری وبمیرانیام خوبترین حادثه ميدانمت خوبترین حادثه میدانیام؟ حرف بزن! ابر مرا باز کن دیر زمانی است که بارانیام حرف بزن،حرف بزن،سالهاست تشنهٔیک صحبت طولانیام ها به کجا میکشیام خوب من ها نکشانی به پشیمانیام
+ نوشته شده توسط علیرضا
رفتی و قصر خيالم را فروريختی رفتی و تاروپود عشق را گسستی رفتی و از رفتنت داغها مانده به اين دل رفتی و از رفتنت گُلها شدند گِل رفتی و من ماندم و تاروپود از هم گسسته تاروپود عشق،عشق گذشته رفتی و من ماندم و خاطرات تلخ و شيرين رفتی و من ماندم وياد ان روزهای ديرين رفتی و ازآن پس نشد ماه تابان رفتی و ازآن پس نبارید زابر باران رفتی و از رفتنت خشکیدند جویبارها رفتی و ازرفتنت پژمردند گلزاران رفتی و من شدم چون مرغ عشقی تنها رفتی اما،یادت ماند در دلها 
+ نوشته شده توسط علیرضا |
رفت تنها آشنای بخت من ، رفت و با غمها مرا تنها گذاشت، چون نسیم تند پوی از من گریخت ، اهوانه سر به صحرا ها گذاشت، ماه را گفتم که ماه من کجاست؟ گفت هر شب روی در روی من است، در دل شب هرکجا مهتاب هست ماه تو بازو به بازوی من است...........
+ نوشته شده توسط علیرضا
گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم 
«بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود
کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود
شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه
شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه
سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره
ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره
هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه
يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه
دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون
بمون براي کوچهاي که بي تو لبريزه غمه
ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه
بمون واسه خونهاي که محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره اي که عاشق ديدن توست!
+ نوشته شده توسط علیرضا
من همون جزيره بودم * خاكي و صميمي وگرم * واسه عشق بازي موجا * قامتم يه بستر نرم * يه عزيز دوردونه بودم * پيش چشم خيس موجا * يه نگين سبز خالص * روي انگشتر دريا * * غصه هاي عاشقي رو * تو وجودم جا گذاشتي * زير رگبار نگاهت * دلم انگار زير و رو شد * براي داشتن عشقت * همه جونم آرزو شد * تا نفس كشيدي انگار * نفسم بريد توسينه * ابر وباد و دريا گفتن * حس عاشقي همينه * اومدي تو سر نوشتم * بي بهونه پا گذاشتي * اما تا قايقي اومد * از من و دلم گذشتي * رفتي با قايق عشقت * سوي روشني فردا * من ودل اما نشستيم * چشم براهت لب دريا * لحضه هاي بي تو بودن * ميگذره اما به سختي * دل تنها و غريبم * داره اين گوشه ميميره * ولي حتي وقت مردن * باز سراغت رو ميگيره * ميرسه روزي كه ديگه * قعر دريا ميشه خونم * اما تو درياي عشقت * باز يه گوشه اي مي مونم * اما تو درياي عشقت * باز يه گوشه اي مي مونم 
تا كه يك روز تو رسيدي * توي قلبم پا گذاشتي
ديگه رو خاك وجودم * نه گلي است نه درختي *
+ نوشته شده توسط علیرضا |
اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت این منم چون گل یاس نشستم سر راهت تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم
+ نوشته شده توسط علیرضا |
اونکه نخواست پیشم باشی باید خودش صبرم بده خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده هربارکه به سراغم می آمدمی گفت:امروزکه مال منی بگودوستم داری.امابوسه ای برلبانش زدم آنقدرخوشحال شدکه خودش رادرآغوشم انداخت ماه بعددربستربیماری به سراغش رفتم گفت:امروزکه مال منی بگودوستم داری.امابازبوسه ای برلبانش زدم ورفتم ماه بعدبه سراغش رفتم ملافه سفیدی روی صورتش کشیده بودملافه راکنارزدم وصورتش رابااشک های مرواریدشستشودادم .بی اختیارفریادزدم دوستت دارم 
+ نوشته شده توسط علیرضا |
عشق یعنی عشق
عشق یعنی دل من
عشق یعنی جان من
عشق یعنی مرگ من
**********
عشق یعنی آسمان قلب من است
عشق یعنی آسمان ، دل داشتن
عشق یعنی با همه تنها شدن
عشق یعنی با تو من تنها شدن
**********
عشق یعنی با تو من معنا شدن
عشق یعنی با تو من بی کس شدن
عشق یعنی با تو من مجنون شدن
عشق یعنی با تو من مهجور شدن
**********
عشق یعنی آسمان قلب من است
عشق یعنی آسمان چنگ من است
عشق یعنی آسمان مرگ من است
عشق یعنی آسمان جای من است
**********
عشق یعنی از فروغت مست من
عشق یعنی با فروغت زنده ام
عشق یعنی بی فروغت رنجه ام
عشق یعنی بی فروغم مرده ام
**********
+ نوشته شده توسط علیرضا |
زندگي مثل يه پل قديميه! به اين فکر نکن که اگه تنها ازش بگذري ديرتر خراب ميشه به اين فکر کن که اگه افتادي يکي باشه که دستتو بگيره
+ نوشته شده توسط علیرضا |
نه... من دیگر ناله نمی کنم ، قرنها نالیدن بس است می خواهم فریاد بزنم! اما اگر نتوانستم سکوت می کنم خاموش بودن بهتر از نالیدن است ... من پذیرفتم شکســــــــت خویش را پندهای عقل دور اندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است. میروم از رفتن من باش شــــــــــــاد از عذاب دیدنم ازاد باش گر چه تو زودتر از من میـــــــــــروی آرزو دارم ولی عاشق شوی ارزو دارم بفــــهـــــمی درد ، تلخی برخورد های سرد را ....
+ نوشته شده توسط علیرضا |
نمی دانم نمی دانم
که بعد از من چه خواهد شد
نمی دانم کدامین کودک عاشق
به روی قبر تنهایم
کند لی لی کند بازی
بچیند تک گل قبرم
دهد هدیه به مامانش

+ نوشته شده توسط علیرضا |
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو که این یخ کرده را از بی کسی ها می کنم هرشب تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟ که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب 
+ نوشته شده توسط علیرضا |
چند تا دوسم داری ؟ همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم... ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا همیشه یکی دوستت دارم تقدیم به بهترین کسم تو زندگیم مهدیه مهدیه ، عشق من دوست دارم با تمام وجود 
+ نوشته شده توسط علیرضا |
| ||||||